سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)
246
منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)
حَتَّى أَتاكَ و از زشتىها بازداشتى ، و خدا را خالصانه پرستش نمودى تا دنيا را الْيَقينُ ، قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ بِالْأَيْدي وَالْأَلْسُنِ . عَلَيْكَ وداع گفتى ، خداوند بكشد كسى كه تو را با دستها و زبانها آزار نموده و كشتند . بر تو سَلامُ اللَّهِ يا مَوْلايَ ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ . سلام اى مولاى من ، و رحمت خداوند و بركات او بر تو باد . بعد از آن قبر را ببوسد و گونهء راست بر آن گذارد و بگويد : أَللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضي ، وَقَطَعْتُ الْبِلادَ رَجاءَ خداوندا ؛ از سرزمين خود آهنگ تو كرده ، و شهرها را به اميد رَحْمَتِكَ ، فَلاتُخَيِّبْني وَلاتَرُدَّني بِغَيْرِ قَضاءِ حَوائِجي ، رحمت تو پيمودهام ، پس مرا محروم مفرما ، و بدون برآمدن حاجتم مرا بازمگردان ، وَارْحَمْ تَقَلُّبي عَلى قَبْرِ ابْنِ أَخي رَسُولِكَ صَلَواتُكَ و بر من رحم كن به گرديدنم در اطراف قبر پسر برادر رسولت كه درود خدا عَلَيْهِ وَآلِهِ . بِأَبي أَنْتَ وَامّي أَتَيْتُكَ زائِراً وافِداً ، عائِذاً بر او و آل او باد . پدر و مادرم به فدايت ؛ به زيارت شما آمده و به دربار شما وارد شدهام ، مِمَّا جَنَيْتُ عَلى نَفْسي ، وَاحْتَطَبْتُ عَلى ظَهْري ، از آنچه بر خود جنايت كردم ، و بار سنگين گناهى كه بر دوش دارم به شما پناهنده گشتهام ، فَكُنْ لي شافِعاً إِلى اللَّهِ تَعالى يَوْمَ فَقْري وَفاقَتي ، فَإِنَّ پس براى من در پيشگاه پروردگارت روز فقر و نيازم شفيع باش ، كه لَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقاماً مَحْمُوداً ، وَجاهاً وَجيهاً فِي الدُّنْيا براى تو نزد خدا مقام ستوده و شايستهاى است ، و در دنيا و آخرت محترم و آبرومند وَالْآخِرَةِ ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعينَ . هستى ، و درود خداوند بر محمّد و آل او همه . آنگاه گونهء چپ بر قبر نهد و بگويد : أَللَّهُمَّ إِنّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ خداوندا ؛ به دوستى و ارادتى كه به ايشان دارم بِحُبِّهِمْ ، وَأَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِوِلايَتِهِمْ ، وَأَتَوَلَّى آخِرَهُمْ به درگاه تو تقرّب مىجويم ، و به سبب ولايت آنها به تو متوسّل مىشوم ، و نسبت به آخرين آنها عشق و ارادت بِما تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَهُمْ ،